سوژه
درباره چه چیزی می خواهیم روایت کنیم؟ شرح دهید:
سید محمود مدنی فرزند سید جواد مدنی است که از علمای خراسان بوده و 20 سال امام جمعه بجستان بوده است.
برادرش در جنگ ایران و عراق کشته شد.
وی همچنین در دوره ی هفتم مجلس شورای اسلامی توانست به عنوان نماینده ی منتخب مردم از حوزه ی انتخابیه ی بجستان و گناباد به مجلس راه یابد.
مخاطب
چه کسانی مخاطب هدف روایت هستند؟ مخاطب هدف را توصیف نمایید:
کسانیکه نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند.در مجالس مذهبی و قرآن به سر ، محرم و عزاداری و... شرکت نمی کنند و از سخنهای مذهبی به شدت بیزارند.
مخاطب هدف من ، کشوران سلطه گر و سایت هایی که مذهب و دین اسلام را تحقیر می کنند و در صدد منحرف کردن مردم از راه راست هستند.
مخاطب هدف من ، آن سایت هایی هستند که فکر می کنند ما را شکست داده اند ، درصورتیکه چنین نیست. ما هنوز مردان و زنان شیعه ی خوبی مانند سید محمود مدنی داریم.
روش
موقعیت، زمان و مکان خلق روایت را شرح دهید:
خانه ، روز سه شنبه ، ساعت 6:30
یکی از چهار قالب ذیل را انتخاب نمایید:
متن کوتاه
کانال های توزیع و بستر انتشار روایت خود را شرح دهید:
مدرسه،مصلی،مساجد،حوزه علمیه ی خواهران
گروه های خانوادگی،گروه های دوستانه
خرده روایت
شامل زاویه دید، فضاسازی و پرداختن به جزئیات، شخصیت پردازی و ... شرح کامل دهید:
روایت:از مجالس مذهبی بدم می آمد و در هیچکدام شرکت نمی کردم.از قرآن به سر،نماز خواندن،روزه گرفتن و...نیز به شدت بیزار بودم.گاهی به اجبار پدرم مجبور می شدم که نماز بخوانم و در ماه رمضان وانمود می کردم که روزه ام، درحالیکه نمی دانستم که روزه چیست!به دوستانم فحش می دادم؛چون فکر می کردم که با فحش دادن،رابطه ام با دوستام بیشتر می شه.
یه شب که تازه شامم رو خورده بودم،عمه ام بهم زنگ زد و با اصرار زیاد و تمجید از سید محمود مدنی ،ازم خواست که همراهش به مصلی برم و قرآن به سر کنم.
توی مصلی گوشیمو از جیبم در آوردم و مشغول خوندن پیامام شدم.تو همین حین که داشتم پیامام رو می خوندم، یه لحظه متوجه صحبت های آقای مدنی شدم.اونقدر زیبا سخن می گفت که نمیتونم وصفش کنم.
اون شب اولین باری بود که من قرآن به سر می کردم و اشک می ریختم.از اون شب به بعد نمازهام رو سروقت می خوندم، روزه هامم می گرفتم و...
1:سید محمود مدنی یک سخنران مذهبی بسیار خوب است
2:من نماز نمی خواندم.روزه نمی گرفتم.فحش و ناسزا می گفتم.اصلا به دین اسلام توجه نداشته و بر خلاف آنچه در دین گفته شده بود،عمل می کردم.
3:سید محمود مدنی،چیزهای بسیار زیادی از دین و اسلام می داند
4:سید محمود مدنی نداند که چگونه جملاتی بگوید تا مردم غرق در اسلام و دین شوند.